احمد مجد الاسلام كرمانى

515

سفرنامه كلات ( فارسى )

او رسيده و او را براى تحصيل معاش مجبور به راه زنى كرده بود عرضه داشته و گفت حال كه مرحمت و رأفت ملوكانه شامل حال من شده اميدوارم خود را شايسته اينمرحمت بنمايم چون در اينوقت براى نادر موقع زياد بود كه رشادت و تدبير خود را ظاهر سازد چندى نگذشت كه خود را منظور نظر پادشاه و تمام قشون نمود ، عثمانيها كه قبل از ورود نادر هميشه در جنگ غلبه ميكردند و گويا مصمم بودند ، كه دمار از روزگار ايرانيها برآرند و مملكت را ميان خود و افاغنه كه به آنها مصالحه و عهد دوستى بسته بودند تقسيم نمايند ، حالا با اينكه چند مقابل از قشون ايران بيشتر بودند مكرر مغلوب و كشته ميشدند در تمام جنگها و محاربات ، نادر اگرچه منصب بزرگ نداشت پيش جنگ بود ، تا اينكه بالاخره پادشاه او را بمنصب سرتيپى رسانيد و دو نفر از صاحب منصبان بزرگ را براى اين كار معرفى كرد ، در اينمقام نادر اغلب اوقات ميتوانست بحضور پادشاه برود ، چندى نگذشت كه خود را مورد مرحمت خاص نمود و كسى كه در مقابل نادر بود و اعتبارى داشت « فتحعلى خان » قاجار بود ، نادر ظاهرا به او اظهار كمال دوستى ميكرد ولى باسباب‌چينى هواخواهان نادر شاه « فتحعلى خان » را بمقام تحقيق آورد از وضع قشون سئوال كرد ، نادر حضور داشت عرض كرد من مدتى است از اغتشاش كارى كه مىشود مطلع هستم و اگر ترتيبى تازه در اداى حقوق قشون و نظم آن داده نشود تمام فرارى خواهند شد و حالا هم از نرسيدن حقوق خود و از اينكه به اسامى مختلف از آنها كسر ميكنند شكايت دارند ، پادشاه نسبت « بفتحعلى خان » بشدت متغير شد و گفت اگر آنچه عرض شده راست باشد حكم بقتل او خواهد فرمود ، فتحعلى خان نتوانست دفع آنها را از خود كند ، متعذر به اين شد آنچه رسم قبل از او بود او نيز معمول داشته ، پادشاه همانجا حكم به كشتن او كرد و نادر را بسردارى كل معين كرد ، نادر بدون اينكه موافق رسم آنوقت اظهار عدم لياقت و قابليت كرده و استدعائى نمايد فورا قبول كرد ، اين فقره در سنه 1727 ميلادى